تبليغاتX
خنده بازار

این وبلاگ به آدرس جدید خود

 انتقال یافت برای ورود کلیک کنید

 

www.khandehbaazar.blogfa.com

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم شهریور 1386ساعت 11:16  توسط مرتضی حیدرزاده  | 

  Dragon

  Size: 1.2 MG

 

  Snake

  Size: 3.64 MG

 

  Hear Harry

  Size: 4.93MG

 

  Dwarves

  Size: 4.66 MG

                     

  Dinomite

  Size: 2.1MG

 

  Tiptop

  Size: 2.73MG

 

  Chess

  Size: 3.9 MG

 

  Mummy

  Size: 2.8 MG

                     

  Aqua-b

  Size: 3MG

 

  shooter

  Size: 1.5MG

 

  Collapse II

  Size: 3.13 MG

 

  Sea War

  Size: 10 MG

                     

  Bubble 3

  Size: 3.5MG

 

  Tetris

  Size: 2.66 MG

 

  Mahjong

  Size: 3.3 MG

 

  Pac Quest

  Size:4.41MG

                     

  Digger

  Size: 5.77MG

 

  Bubble 1

  Size: 2.3 MG

 

  pac bomber

  Size: 1.33MG

 

  Tiny cars

  Size:8.5MG

                     

  Big Money

  Size: 2.40MG

 

  Br- dwarve

  Size: 4.66 MG

 

  Jazz Ball

  Size: 4MG

 

  Fat Man

  Size:7.37MG

                     

  Ricochet

  Size: 8.1 MG

 

  Beetle Ju

  Size: 7.1 MG

 

  Billiards

  Size: 5.91MG

 

  crimsonland

  Size: 6.70MG

                     
     

  Sokoban

  Size: 2.4MG

 

  Snowy

  Size: 8.8MG

 

  Party good

  Size: 5.2 MG

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام مرداد 1386ساعت 18:56  توسط مرتضی حیدرزاده  | 

 

این گوشی منه شما هم اگه گوشی جدید سراغ دارین به ایمیلم بفرستین.

morteza_h_1372@yahoo.com

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام مرداد 1386ساعت 12:2  توسط مرتضی حیدرزاده  | 

برای دیدن بقیه کاریکاتورها بر روی ادمه مطلب کلیک کنید............................................

کاریکاتورهای قشنگی تازه گذاشتم حتماْ دیدن کنین وگرنه ازدست می دی .........................................................


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم مرداد 1386ساعت 17:27  توسط مرتضی حیدرزاده  | 


 

برای مطالعه ی ادامه جوکها برروی ادامه مطلب کلیک کنید........................................


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم مرداد 1386ساعت 16:53  توسط مرتضی حیدرزاده  | 

 

 

 

 

جوکهای برره ای

 

یه بار یه بالا برره ای رو در خونشون نوشته بود w.c .. 
یه پایین برره ای ازش پرسید : ای که ایجا نوشتی یعنی چه؟؟
بالا برره ای گفت : ها...ای مخفف wel come بیده......

یه برره ای 2 تا خیار دستش بوده میره در مغازه بقالی... میگه: آقا خیار شور داشته بیدین؟
فروشنده می گه بله.. داریم..
برره ای می گه : پس بی زحمت ای دو تا رو هم وشورین....

پلیس به یه برره ای میگه : مگه نمی دونی اینجا ماهی گیری ممنوعه؟
برره ای میگه : ولی تابلو نزده بیدین که...!!!
پلیسه می گه : نزدیم که نزدیم ... زود از بالای اون آکواریوم بیا پایین....

یه برره ای ریش بزی میزاره دچار بحران شخصیت میشه

غضنفر عقب عقب راه ميرفته، ازش ميپرسند: چرا اينجوري راه ميري؟
ميگه:آخه بچه‌ها ميگن از پشت شبيه آلن دلوني!

یه برره ای میره با پژو 206 مسافرکشی 4 نفر رو سوار میکنه بعدش خیلی تند میره .
اولی میگه آقا خیلی داری تند میری .
برره ای میگه تا حالا 206 داشتی ؟
طرف میگه نه .
میگه : پس خفه شو .
همین طور سرعت رو میبره بالا و تا نفر سوم همین جواب رو میده .
چهارمین نفر میگه آقا خیلی تند میری .
میگه تا حالا 206 داشتی .
میگه : آره .
برره ای میگه : پس تورو خدا بگو ترمزش کدومه!!!!! .

یه برره ای میره استخر...
اونجا آهنگ تایتانیک پخش میکنن.... برره ایه غرق میشه...

به برره ایه ميگن : آقا شما برره ای هستین؟ 
ميگه چيه سرطان که نيست ...خوب ميشم.

برره ایه با پسرش بانک می زنن و فرار می کن 
میرن تو استادیم و شروع می کنن دور زمین دویدن. 
بعد پلیس می رسه.. 
پسره به باباش میگه : بابا پلیسا دارن می رسن .. چیکار کنیم؟ 
میگه نگران نباش . اونا هنوز دو دور از ما عقب هستن

داستان کار کردن یه برره ای ::
1- کلاس رقص می ذاره...ورشکست می شه
آخه به هر کی می رقصیده شاباش می داده... 

2-می ره توی تلویزیون .... میندازنش بیرون...
آخه وسط اذان پیام بازرگانی می ذاره...
 
3- تعویض روغنی می زنه...ورشکست می شه
آخه طبقه دوم بوده... 

4- رستوران می زنه..ورشکست می شه
آخه ظهر ها می بسته می رفته ناهار 

5- کتاب فروشی می زنه.... درش رو می بندن...
آخه می نویسه جلد دوم قرآن رسی

6- بانک می زنه ........................>؟؟؟؟؟؟
میندازنش زندون ---دیگه کار نمی کنه..

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم مرداد 1386ساعت 18:2  توسط مرتضی حیدرزاده  | 

 

 

 

 

برای دیدن ادامه تصاویر بر روی ادامه مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم مرداد 1386ساعت 20:6  توسط مرتضی حیدرزاده  | 

دانلود یاهو مسنجر ۸

Download Now 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم مرداد 1386ساعت 11:3  توسط مرتضی حیدرزاده  | 

 کد لینک جهت قرار دادن لینک متنی خنده بازار

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم مرداد 1386ساعت 11:41  توسط مرتضی حیدرزاده  | 

 

 اعلام نتایج کنکور سراسری

 

 

ازطریق این سایت

 

www.sanjesh.org 

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم مرداد 1386ساعت 8:44  توسط مرتضی حیدرزاده  | 

 

 

هرکی حدس بزنه اسم شهرمون چیه یه جایزه داره!!!!!!

برای کمکه بر  روی ادامه مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم مرداد 1386ساعت 18:29  توسط مرتضی حیدرزاده  | 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم مرداد 1386ساعت 18:13  توسط مرتضی حیدرزاده  | 

این روزها هر جا می ری و هر جا می شینی حرف حرف بنزینه...اگه همسایه با همسایه دعواش می شه می گی احتمالا سر بنزینه...اگه دو تا ماشین به هم می خورن می گی به خاطر بنزینه...اگه صف نونوایی شلوغه بازم مقصر بنزینه...اگه آمار طلاق بالا رفته گردن بنزینه...خلاصه اینقدر حرف و حدیث در مورد بنزین هست که کم کم بدنمون (یا به قول کرمونیها جونمون) بوی بنزین گرفته....

با این اوصاف بی انصافیه اگه این وبلاگ از این بو و طعم فعلا دوست داشتنی بی نصیب بمونه...به همین دلیل و به دلیل اینکه بنده همانطور که قبلا هم گفته بودم دوستدار سینما و به خصوص معناگراش ! هستم می خوام در این وبلاگ تاثیر سهمیه بندی بنزین بر صنعت سینما رو بررسی کنم...یعنی راستش من قرار نیست چیزی رو بررسی کنم دوستانی که عمدا و یا سهوا لطف می کنن و به این خرابکده تشریف می یارن باید قبول زحمت کنن و در راستای جلوگیری از نابودی صنعت فهیم ، لطیف و پاکیزه سینما نظرات نجات بخش خودشون رو مرحمت کنند...

 برای روشن تر شدن بحث چند تا سوال مطرح می کنم....به نظر شما چه بلایی سر فیلمهایی خواهد اومد که در اون قراره عروس و داماد مهمون ها رو قال بذارن و بزنن به جاده شمال برای ماه عسل... مامور پلیس قراره بیفته دنبال ماشین یک خلافکار...چند تا بچه قرتی قراره با ماشین هاشون تو اتوبان کل بندازن.... و یا یک نفر قراره برای سلوک معنوی بزنه به کویر و امثالهم....گفتم کویر و سلوک یاد "خیلی دور خیلی نزدیک" افتادم...به نظر شما اگه قرار بود این فیلم بعد از سهمیه بندی بنزین ساخته بشه چه بلایی بر سرش می اومد...آخه مگه می شه با ۳ لیتر بنزین سلوک معنوی کرد؟....

حالا تصور کنید این سهمیه بندی سالها ادامه داشته باشه...به نظر شما بچه های ما وقتی فیلمی مثل "خیلی دور خیلی نزدیک" و موارد مشابه رو می بینن چه سوالهایی براشون پیش می یاد؟...

-خدا همین نزدیکیهاست؟...

-خدا همین قدر که دور به نظر می یاد به آدمها نزدیکه؟

-انسانها هر چقدر هم ثروتمند،قدرتمند و بانفوذ باشند باز هم ناتوانند؟

-مرگ و زندگی وقایع انکارناپذیر چرخه حیاتند؟

-غم و شادی همسایه های دیوار به دیوار همند؟

- و.....

نه فکر نکنم...احتمالا به این سوال ها فکر می کنن که کارت سوخت آقای دکتر چند لیتر بنزین داره؟... ماشینشون صدی چند لیتر می سوزه؟...بنزین فروش وسط کویر این همه بنزین رو از کجا تهیه می کنه؟... چرا مامورها بنزین فروش رو دستگیر نمی کنن؟...نکنه بنزین فروش با مامورها زد و بند کرده ؟....بازار سیاه فروش بنزین کجاست؟...و ....برو تا آخر...

آقایان-خانم ها...عاشقان و سینه چاکان سینما...بنده به عنوان یک دوستدار سینمای معناگرا همین جا اعلام می کنم که این صنعت در حال نابودیست...از مسئولین محترم و دلسوز عاجزانه تقاضا داریم برای حفظ و اعتلای این صنعت فخیمه لطیفه مکرمه...کارت سوخت اضافی یادشون نره!

بنزین

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 11:26  توسط مرتضی حیدرزاده  | 

danjanggeum 

daejanggeum.blogfa.com/86033.aspx

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم مرداد 1386ساعت 11:39  توسط مرتضی حیدرزاده  | 

                     

سایت رسمی گل آقا

golagh.ir

 

+ نوشته شده در  شنبه سی ام تیر 1386ساعت 12:27  توسط مرتضی حیدرزاده  | 


                         


                           

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم تیر 1386ساعت 17:18  توسط مرتضی حیدرزاده  | 

اين هم چنتا از سريهای کارتون های تام و جری!

دانلود قسمت ۱

دانلود قسمت۲

دانلود قسمت ۳

دانلود قسمت ۴

دانلود قسمت ۵

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم تیر 1386ساعت 16:37  توسط مرتضی حیدرزاده  | 

مادرزن

يك فيزيكدان ايراني كه در سازمان فضايي ناسا كار ميكرد, اسم مادرزنش را در ليست داوطلبين اعزام به مريخ ثبت كرد. دوستانش پرسيدند
آيا او ميداند و به اين مسافرت رضايت داده است؟
فيزيكدان جواب داد:
ما براي خدمت به بشريت و علم بايد بيشتر از اينها قرباني بدهيم

ادعای خداوندی

روزي شخصي در شهر ادعا ميكند كه من خدا هستم.
مردم شهر او را پيش حكيم ميبرند و حكيم باشي براي اينكه او را بترساند به او ميگويد:
- مرد ديگري پارسال ادعا ميكرد كه پيغمبر است و من دستور دادم او را كشتند.
اين شخص جواب داد كار خوبي كرديد چون او فرستاده من نبود.!
 

هل نده

غضنفر داشت تو خيابون مي رفت. شنيد يه خانومي داره دعا مي خونه و به خدا مي گه: خدايا يه شوهر خوشگل براي من بفرست. غضنفر در حالي كه به طرف خانومه مي رفت، مي گفت: خدايا هلم نده، خدايا هلم نده !!!!

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم تیر 1386ساعت 16:15  توسط مرتضی حیدرزاده  | 

med_1133025495-131.jpg
+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم تیر 1386ساعت 16:13  توسط مرتضی حیدرزاده  | 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم تیر 1386ساعت 16:11  توسط مرتضی حیدرزاده  | 

                                   

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم تیر 1386ساعت 16:6  توسط مرتضی حیدرزاده  | 

 
 
 
 
 
 
+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم تیر 1386ساعت 12:1  توسط مرتضی حیدرزاده  | 

 

يه تيم داريم قلقليه / سرخ و سفيد و سبزيه

دائيش داره 3پا ميره (پاي سوم:عصا)/سنش داره بالا ميره

ميرزا پورم هوا ميره/نمي بينه توپ کجا ميره

علي کريميش سوا ميره/اون پاش داره جدا ميره

کعبي داره کجا ميره/لنگش داره بالا ميره /نمي دوني تا کجا ميره/تا دهن فيگو ميره

مهدوي کيا بي جون شده/بنزينش ديگه تموم شده

برانکو عجب بلاييه/آدم با صواتيه

اي کاش ايويچ نداشتيم/اي کاش دادکان نداشتيم/

اي کاش ما توپ نداشتيم/اصلاً فوتبال نداشتيم

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم تیر 1386ساعت 11:56  توسط مرتضی حیدرزاده  | 

پسرکي دو خط موازي بر روي تخته سياه کلاس کشيد.... خط اول به دوم گفت ما مي تونيم زندگيه خوبي داشته باشيم... دومي قلبش تپيد و لرزان گفت بهترين زندگي رو.... در همين زمان معلم فرياد زد دو خط موازي هيچ گاه به هم نميرسن و بچه ها هم تکرار کردن... دو خط موازي هيچ گاه به هم نميرسن مگر اينکه يکي از اون ها براي رسيدن به ديگري خود را بشکند.. حالا من خودمو شکستم

زندگي آب راه‌ايي است به نام وفا... ميريزد به جويي به نام صفا... ميرود به رودي به نام عشق... ميرسد به دريايي به نام وداع

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم تیر 1386ساعت 11:55  توسط مرتضی حیدرزاده  | 

 

مادر ای آرامش روح و روان

ای زپاکی همچو برگ ارغوان

ای طراوت بخش دشت عاطفه

از وجودت خستگی ها را بران

عشق در نامت هویدا می شود

بیتو در تردید ها گم می شوم

ناجی و غم خوار من با من بمان

تو طلوع بی غروبی در بهشت

بوسه بر دستت زنم تا بی کران

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم تیر 1386ساعت 11:52  توسط مرتضی حیدرزاده  | 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم تیر 1386ساعت 11:51  توسط مرتضی حیدرزاده  | 

مثل هندی : گذشته گذشت و آنچه می آید بر تو پوشیده است،آنچه را که در دست داری مغتنم شمر.
مثل هندی : پول باید متعلق به انسان باشد نه آدم متعلق به پول .
مثل هندی : بت تراشها کمتر اطاعت بت را می نمایند و کمتر با آنها هستند ، زیرا می دانند که چه ساخته اند .
مثل هندی : اگر سنگی پرتاب کنی دست خودت درد می گیرد .
مثل هندی : ریشۀ تمام نزاعها سه چیزند : زر ، زن ، زمین .
+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم تیر 1386ساعت 11:49  توسط مرتضی حیدرزاده  | 

انگلیسی: طمع به همه چیز، از دست دادن همه چیز است.
ترکی: پایان جدایی ملاقات مجدد است.
عربی: هیچ کس را وادار به دو کار نکن، جنگیدن و زن گرفتن.
تازی: پرده اشک را با سوالات پاره کن!
انگلیسی: ضربات کوچک درختان بزرگ را از پای در می آورند.
ایتالیایی: معنی همه چیز دانستن هیچ ندانستن است.
تازی: مشورت با کسی کن که تو را به گریه می اندازد نه با کسی که تو را می خنداند.
روسی: برای کسی که شکمش خالی است، هر نوع باری سنگین است.
ژاپنی: «ملاقات» آغاز جدایی است.
دانمارکی: وقتی که آش از آسمان می بارد گدا قاشق ندارد.
لاتین: « مردگان» بهترین مشاورانند.
لهستانی: یک دروغگو می تواند دور دنیا برود ولی نمی تواند مراجعت کند.

برای دیدن بقیه ضرب المثل ها بر روی ادامه مطلب کلیک کنید!!!: 
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم تیر 1386ساعت 11:48  توسط مرتضی حیدرزاده  | 

تک و تنها تو خیابون                                                     به زیر نم نم بارون

باز به یاد تو می افتم                                                حرفایی که با تو گفتم

گفتم عشق من یه کوهه                                            توببین چه با شکوهه

عشق تو مثل سرابه                                                           عمر کوتاه حبابه

÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷

عشق من شعر و شرابه                                              عشق تو نقش بر آبه

عشق تو یک گل زرده                                              دستایی که سردسرده

عشق من مثل جنونه                                                        آبی رنگ آسمونه

عشق یک ماهی به دریاست                              عشق من ببین چه زیباست

÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷

تک و تنها تو خیابون                                                     به زیر نم نم بارون

باز به یاد تو می افتم                                                حرفایی که با تو گفتم

گفتم عشق من یه کوهه                                           تو ببین چه با شکوهه

عشق تو مثل سرابه                                                           عمر کوتاه حبابه

÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷

عشق تو عکسای پاره                                                    نامه های نیمه کاره

حرفایی که نا تمومه                                                   میدونم که بی دوومه

عشق من سادست و آسون                                       پاک و تازه مثل بارون

عشق من جنس بهاره                                                    توی قلبم موندگاره

÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم تیر 1386ساعت 11:34  توسط مرتضی حیدرزاده  | 

یه دکتر ترک به مریضش 2 جور قرص میده میگه: یکیشو یه ربع قبل از خواب میخوری یکیشو یه ربع قبل از بیداری  

 

دو تا ترک تو سازمان فضائی ناسا کار میکردن . هر روز میرفتن کافی شاپ و به گارسون میگفتن قهوه ترک داری گارسون هم میگفته نخیر نداریم خلاصه چند بار این موضوع تکرار میشه تا گارسون صبرش تموم میشه یه روز که میان و میگن که قهوه ترک داری گارسون میگه بله داریم بنشینید تا براتون بیارم بعد هم میره و تو قهوه سوخت موشک میریزه میاره میزاره جلو ترکا اونها هم با به به و چه چه میخورن و میرن نصف شب تلفن یکیشون زنگ میزنه گوشی رو بر میداره میگه: ها بفرما. دومی میگه : الو اوروج خودتی اولی میگه ها بیوک توئی چیکار داری دومی میگه : ببینم اوروج دور چشات قرمز نشده اولی میگه: ها چرا قرمز شده دومی میگه : ببینم شیکمت باد نچرده . اولی میگه : چرا چرا باد چرده. دومی میگه : هــی نچسی ها چون من چسیدم افتادم سنگاپور.  

 

متن نامه ی  احمدی نژاد به بوش: اگر خورشید را در دست راست و ماه را در دست چپ من هم قرار دهی ، عمرا" بیخیال انرژی هسته ای بشم

 

برای دیدن بقیه جوکها بر روی ادامه مطلب کلیک کنید!!!!:

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم تیر 1386ساعت 11:33  توسط مرتضی حیدرزاده  |